Posted on نوامبر 29, 2007 by زارع
درياچه اروميه ميميرد!
|
|
زيستبوم – عميد نمازيخواه:
از اين تيتر «درياچه اروميه ميميرد!» تعجب نكنيد. تنها 8 سال به تحقق آن مانده است.
البته تيترهاي ديگري هم مانند: خداحافظ آرتميا، وداع با پرندگان مهاجر درياچه اروميه، درياچهاي كه كوير شد، انسانهاي مخرب محيطزيست و مديريت تخريب نيز ميتوانست جاي اين تيتر را بگيرد.
روزنامهنگاران كارشان بزرگنمايي است، ولي درباره درياچه اروميه نيازي به هيچ بزرگنمايي نيست. كافي است به آذربايجان غربي برويد و يك هفته تحقيق كنيد. البته سخنان ضد و نقيض هم زياد ميشنويد.
اما عموم استادان و كارشناسان معتقدند در نبود يك مديريت صحيح، درياچه مظلوم اروميه به روزهاي پاياني عمر خود نزديك ميشود. البته همه اين كارشناسان هم اصرار خواهند داشت، اگر در روزنامه گزارشي نوشته شد اكيداً نامي از آنها نرود.
طرح يك مثال براي نشان دادن موضوع كافياست. در گفتوگو با يكي از استادان دانشگاه كه تحقيقات وسيعي راجعبه درياچه انجام داده بود و دامنه انتقاداتش از ساخت و سازهاي صنعتي در اطراف درياچه تمامي نداشت، تأكيد بر عزم جزم ارگانهاي خاص براي ساخت پل شهيد كلانتري وجود داشت.
اين استاد البته معتقد بود يكي از عوامل مهم در نابودي و تغيير اكولوژي درياچه همين پلي است كه از غرب تا شرق درياچه خاكريزي شده. او ميگفت حدود 10 سال پيش و براي توجيه اين طرح سميناري برگزار شد كه در آن از بسياري از مديران طرحهايي كه روي درياچههاي بزرگ آب شور در دنيا كار كرده بودند دعوت شده بود تا نظراتشان را در مورد اين پل ارائه دهند.
هنگامي كه مدير ارشد طرحهاي درياچه بزرگ نمك آمريكا شروع به سخنراني كرد در مورد پل شهيد كلانتري گفت: اميدوارم اشتباهي را كه ما 50 سال پيش در آمريكا با ايجاد پل روي درياچه نمك كرديم، شما دوباره در درياچه اروميه تكرار نكنيد، اين قسمت از سخنراني او براي حاضران در جلسه ترجمه نشد و تنها كساني كه مسلط به زبان انگليسي بودند موضوع را فهميدند.
درياچه اروميه يك ارزش ملي و متعلق به 70 ميليون ايراني است، ولي بهنظر ميرسد برخي فكر ميكنند لزومي ندارد اين 70 ميليون نفر ايراني كه صاحبان اصلي درياچه به حساب ميآيند از وضعيت بد درياچه اروميه (همان چيچست باستاني) مطلع شوند.
البته بهنظر بسياري از كارشناسان، عمدهترين عواملي كه باعث نابودي درياچه اروميه در سالهاي آينده ميشوند، عوامل طبيعي چون خشكسالي، بالا رفتن دما و كمي ميزان بارش سالانه است، ولي نكته مهم اين است كه با وجود چنين اوضاعي، نه تنها كمكي به بقاي درياچه اروميه نميشود، بلكه اقدامات ناصحيحي چون طرح پل شهيد كلانتري، اجازه ساخت و سازهاي فراوان صنعتي در اطراف درياچه، سدبنديهاي متعدد روي رودخانههاي منتهي به درياچه و عدم اجازه بهره برداري از نمك اين درياچه كه به واسطه مديريت نادرست روي درياچه اعمال ميشود، همگي به نابودي اين درياچه كمك ميكند و ميتواند بهطور كلي وضعيت زيستمحيطي آن ناحيه را بر هم بزند.
بسط توصيفي و علمي اين اقدامات قطعاً به روشن شدن وضعيت درياچه اروميه كمك ميكند. آنچه در ادامه ميآيد به تمامي نظرات كارشناسان و استادان دانشگاهي است كه نخواستند نامشان در گزارش ذكر شود.
تبخير به واسطه افزايش دما و كاهش بارندگي در هر سال بهطور متوسط بين 3 تا 4 ميليارد متر مكعب از آب درياچه اروميه تبخير ميشود كه بهدليل سطح وسيع درياچه (5750 متر مربع) نميتوان از اين ميزان تبخير گريزي داشت.
از طرف ديگر بهدليل سد بنديهاي متعدد روي رودخانههاي منتهي به درياچه اروميه و كاهش ميانگين بارندگي سالانه در سطح استان آذربايجان غربي طي 6 ساله اخير نسبت به سالهاي پيشين از32 سانتي متر به21 سانتي متر باعث كاهش آبهاي شيرين ورودي سالانه رودخانههاي منتهي به درياچه از 5/3 الي4 ميليارد متر مكعب به 8/1 ميليارد متر مكعب شده است.
در واقع ميتوانيم نتيجه بگيريم كه سالي 4 ميليارد متر مكعب آب تبخير ميشود و چيزي كمتر از نصف ميزان تبخير، يعني تنها 8/1 ميليارد متر مكعب آن به درياچه باز ميگردد و در اين صورت درياچه اروميه سالي 2/2 ميليارد مترمكعب آب شيرين را از دست ميدهد.
به اعتقاد يكي از كارشناسان اگر اوضاع به همين منوال پيش رود احتمال از بين رفتن درياچه اروميه وجود نخواهد داشت و زماني كه سطح درياچه به اندازهاي كوچك شود كه نسبت ميزان تبخير و ورودي آبها به تعادل برسد، ديگر خطري درياچه را تهديد نميكند (كه در اين صورت حجم درياچه اروميه به نصف ميزان كنوني بايد تقليل يابد).
بااينحال، گروهي ديگر از كارشناسان معتقدند اگر سطح درياچه هم نصف شود باز هم نميشود بر ميزان ورود آبهاي شيرين و ثبات آنها اعتماد كرد و به همين خاطر هر ساله درياچه كوچك و كوچكتر خواهد شد تا زماني كه به كلي از بين برود.
نكته بسيار هراس انگيزي در خشك شدن درياچه اروميه وجود دارد.
به گفته رئيس بخش تحقيقات آرتمياي كشور، اگر درياچه اروميه خشك شود، مشكلاتش تنها براي استان اروميه نخواهد بود و بهدليل وجود 8 ميليارد تن نمك در درياچه، پس از خشك شدن، با وزيدن بادهاي فصلي تمامي زمينهاي استان آذربايجان غربي و 5 استان همجوار آن به شوره زار تبديل ميشود و حتي دامنه تأثيرات پخش اين مقدار نمك به زمينهاي كشورهاي اطراف نيز خسارات جبران ناپذيري را وارد ميكند.
حدود 20 رودخانه درياچه اروميه را تغذيه ميكنند كه عبارتند از: روضه چاي، نازلو چاي، زولاچاي، شهر چاي، مهاباد چاي، زرينه رود، سيمينه رود، گدار چاي، باراندوز چاي، قشلاق امير، دريان، شيرين كندي، چكان، فرمانرود، قرمزيگل، شيشوان و سرين ديزج كه رودخانه زرينه رود با سهم سالانه 1621ميليون ليتر مكعب، بيشترين سهم تأمين آب درياچه يعني حدود نصف آنرا طي 10 ساله اخير به عهده داشته است.
با وجود ذخاير 5 ميليارد تني نمك محلول در درياچه اروميه و با كاهش حدود 2/2 ميليارد متر مكعب از حجم آب درياچه در هر سال كه در اثر تفاضل منفي موجود بين مقادير تبخير و آب ورودي رخداده، شوري آب درياچه از سال 78تا83 از220 گرم بر ليتر تا حد فوق اشباع بالاتر رفته كه زيانهاي بسياري را بر وضعيت زيستمحيطي آرتميا و پرندگان مهاجر به وجود آورده است.
شوري بسيار زياد آب باعث شده رسوب نمك در كف درياچه ايجاد شود و در چنين حالتي ارتباط آب درياچه با رسوبات بستر كه تأمينكننده قسمت عمدهاي از يونهاي مورد نياز عمل فتوسنتز فيتوپلانكتونهاي درياچه هستند قطع شده و توليدات اوليه درياچه، هم از نظر تنوع وهم از نظر تعداد دچار مشكلات متعدد شده است. مجموعه عوامل فوق باعث كاهش شديد ذخاير آرتمياي درياچه اروميه طي ساليان اخير شده وبا كاهش تراكم آرتميا در آب درياچه بهره برداري از آن امكانپذير نبوده است.
پل شهيد كلانتري
همه چيز اين پل عجيب است. تمامي كارشناسان محيطزيست معتقدند كه اين پل باعث تأثيرات منفي بر وضعيت زيستمحيطي درياچه خواهد شد و تاكنون انتقادات بسياري از سوي آنها در سايتها و روزنامهها به چاپ رسيده است. هر چه كارشناسان داد و بيداد كردند، طرح ساخت پل با سرعت بيشتري ادامه يافت. جالبتر اينكه حال كه به مراحل نهايي احداث نزديك شدهاند، سر و كله مهندسان منتقد اين طرح پيدا شده كه ميگويند احداث چنين پلي كاملاً اشتباه بوده است.
بهنظر مهندسان مربوطه نبايد براي احداث اين پل خاكريزي صورت ميگرفت، زيرا به مرور زمان آب درياچه قسمتهاي زيرين خاكريزي را جا به جا كرده و باعث فرونشست پل ميشود و به گفته يكي از كارشناسان هزينه نگهداري اين پل از هزينه ساخت آن بيشتر خواهد بود.
البته بهنظر كارشناسان محيطزيست نبايد در اينجا پلي احداث ميشد و حالا كه شد، بهنظر كارشناسان پلسازي خاكريزي نبايد ميشد و بايد با نصب پايهها يك پل هوايي احداث ميشد. خاكريزي اين پل نسبت به هزينه پل هوايي چندين برابر بوده و اثرات مخربي مانند جلوگيري از چرخش (circulation) آب درياچه دارد.
چرخش آب درياچه اروميه به صورت پاد ساعتگرد است، حال آنكه پل شهيد كلانتري كه از سمت غرب حدود 12 كيلومتر و از سمت شرق حدود 3/2 كيلومتر خاكريزي شده (و تنها 1276 متر مياني به صورت پايه گذاري است كه تنها اين ميزان از پل هزينهاي معادل 2500 ميليارد ريال را به خود اختصاص داده است) مانع اين چرخش طبيعي است. پل شهيد كلانتري در يكي از كمترين فاصلههاي گلوگاهي درياچه اروميه احداث شده كه در واقع مانند يك طناب بر گردن اين درياچه چرخش آب را خفه كرده است.
عدم صدور مجوز استحصال نمك ذخاير نمك موجود در درياچه اروميه بسيار بيشتر از ذخاير نمك great salt lake آمريكا است (ذخاير نمك آن درياچه در آمريكا معادل 4/1ميليارد تن برآورد شده است).
از زماني كه كارشناسان آمريكايي پي بردند كه درياچه در خطر است و احتمال خشك شدنش ميرود، به سرعت شروع به استحصال نمك از درياچه كردند و سالانه بيش از 3/2 ميليون تن نمك استحصال ميشود.
ولي طبق آمارهاي موجود در ادارات صنايع و معادن استانهاي آذربايجان غربي و شرقي كل مقادير سالانه استحصال نمك از درياچه اروميه حتي به نيم ميليون تن نيز نميرسد؛ يعني در هر سال فقط 0001/0 ذخاير اين درياچه استحصال ميشود كه اين مقدار در مقايسه با مقادير برداشت نمك صورت گرفته از درياچه بزرگ نمك آمريكا كه بر اساس ترميم ذخاير 2000 ساله صورت ميگيرد به وضوح كمتر است.
با كمال تعجب، سازمان حفاظت از محيطزيست كشور اجازه بهرهبرداري از نمك درياچه را نميدهد و ميگويد چون درياچه اروميه بهعنوان يك پارك ملي شناخته ميشود طبق قوانين سازمان حفاظت محيطزيست امكان هيچ نوع بهره برداري از آن وجود نداشته و تاكنون مجوز و پروانه رسمي از طرف اين سازمان به بهرهبرداران نمك صادر نشده تا عمل بهره برداري و سرمايهگذاري در اين زمينه با اطمينان خاطر صورت پذيرد.
بديهي است با توجه به اينكه با بالا رفتن شوري آب درياچه اروميه اكوسامانه آن از لحاظ توليدات اوليه پلانكتوني هم از نظر توليد آرتميا و هم اسكان پرندگان مهاجر با مشكلات جدي و غيرقابل حلي روبهرو ميشود، لذا برداشت نمك از درياچه در شرايط فعلي با صدور مجوز براي برداشت سالانه بيش از 2 الي 3 ميليون تن ميتواند ضمن ايجاد اشتغال در منطقه اقدام سودمندي در بهبود شرايط اكولوژيكي درياچه باشد و از تخريب حيات در آن جلوگيري كند.
زمين و زمان كمر به قتل بزرگترين درياچه آب شور دنيا بستهاند. شايد در روزنامههاي 15 سال آينده ديگر واژه درياچه اروميه را نخوانيم و تنها يادي از يك درياچهاي باشد كه سالها قبل در شمال غربي ايران واقع بوده است و چنين بوده و چنان بوده و هم اكنون تبديل به بزرگترين شوره زار ايران شده است.( منبع:همشهری آن لاین)
|
|
|
|
|
مربوط به موضوع های: روزانه
راستش اصلا ً دلم نمی خواست ، یعنی دوست نداشتم ، اینجوری روی افکارتون سیفون بکشم !!!! اما دیدم یا تو باغ نیستی ، یا اونیکه بهت اطلاع داده آدم هپولی بوده – شاید هم نبوده و میخواسته کمبودهای اون روزهاشو اینجوری خالی کنه !!! – منظورم مطلبیه که راجع به ورودیهای 76 – که خود من هم یکی از اونا بودم – نوشتی …
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله !!!!! به تماشا سوگند !
نمی دونم کدوم آدم معلولی تو ذهنتون انداخته که امیر ساکت توی ورودیهای 76 چه مرتع و چه محیط پخی بوده !!!!؟؟؟؟؟ یا اینکه اهل قلم و این حرفا حساب می شده ؟ ما که چیزی ندیدیم . هر چی آتیش بود از توی گور دیگران بلند می شد ، این بابا اون روزا حتی نمی تونست دماغشو بالا بکشه ، به خاطر اینکه بین مرتع و محیط زیست – که اون سال تازه اومده بود توی دانشکده ، و اینکه مسئول انجمن اسلامی اون روزا – نوائیان – که خیلی کله اش بوی قرمه سبزی میداد و فکر می کرد میتونه دنیا رو فتح کنه !! رشته مرتع بود ، خواستند یه توازنی باشه ، این بابا رو کردند یه کاره ای تو نشریه سبز در سبز – اولین نشریه حقیقی دانشکده منابع طبیعی – و الا کسی برای امیر ساکت تره هم خورد نمی کرد ، چه برسه به عنوان ” مدیر مسئول ” !!!!!! بعدها هم وقتی رفت توی وحدت سبز ، همه کاره این پسره ، علاءالدین حسینی بود که با جناح نوائیان – که البته زیاد هم نبودند – کارد و پنیر بود و الا امیر ساکت مث همیشه فقط آویزون این و اون بود ، البته دست به دست مال کشیش هم بد نبود ، شک ندارم الان هم با رانت و یا چیزی مث این رفته توی بروجرد مسئول شده والا این آدمی که من یادمه خود کپک بود . اینا رو نوشتم که احساس نکنی خیلی از گذشته می دونی ، ما خانوما خیلی بهتر از شما آقایون سرمون تو کار بود .
به رهگذر آشنا به مسایل:
اولا:سلام بانوی گرامی!که نمیشناسمت…و خیلی هم مهم نیست بشناسمت!
ثانیا:من هیچگونه افکاری!در مورد کسی ندارم که با سیفون شما مزین بشه!
ثالثا::همه میدونن جناب آقای مهندس ساکت هم از نظر اخلاق و هم از نظر درس جز بهترین هابود…
رابعا:چرا جوش آوردی !!اگر کسی اون زمان بهتون محل نداده ! یا قالتون گذاشته به کسی چه ربطی داره!!!؟
خامسا:به قول خودتون اگه جناح نواییان کوچولو بودن ؛دیگه توازن !اونم تو اون زمان چه لزومی داره!!!؟
سادسا:بنده از ترم دومی که وارد دانشگاه شدم وارد جمعیت هم شدم و از همه مسایل محرمانه و غیر محرمانش خبر دارم. و شما خانما به خیال خودتون سرتون تو کار بود!!! و الا کاه و اینا هم بود…
سلام!
چه «رهگذر آشنا به مسايل» مودبی! واقعاً
موفق باشید
مطالب جالبی رو این دوستمون نوشته بود الان که خوندم واقعا حال کردم دستش درد نکنه بالاخره هر کسی نظری داره و نظرش برای خودش ارزشمنده ……!!!!
در هر صورت از نوع نوشته کاملا معلومه که توسط یه گل پسر نوشته شده تا یه خانم …!
کاشکی اونقدر شجاعت داشت که اسمش و مینوشت ……
با سلام، بدینوسیله شمار را دعوت می کنم که از سایت بالا که حاوی طرحی برای نجات دریاچه ارومیه بازدید و نظرات ارشادی و انتقادی خو را ارسال نمایید.
با تشکر پیشاپیش حسین گلابیان
با سلام، بدینوسیله شمار را دعوت می کنم که از سایت http://www.urmiana.com که حاوی طرحی برای نجات دریاچه ارومیه بازدید و نظرات ارشادی و انتقادی خو را ارسال نمایید.
با تشکر پیشاپیش حسین گلابیان